محل تبلیغات شما



فیلم تار و زخمه به کارگردانی رویا سادات ساخته شده و نوع ژانر آن مستند می­باشد. این فیلم زندگی دختری به نام (آی نبات) که از قوم ترکمن می­باشد، به تصویر کشیده است. داستان فیلم طوری است که برادر آی نبات دچار یک قتل غیرعمدی می­شود و مختار برادر مقتول در عوض خون­بها خواستار ازدواج آی نبات با خود می­شود.

مختار دارای چهار زن بوده و می­خواهد برای پنجمین­بار ازدواج کند و به گفته خودش برای این­که زن اولی­اش برای او حرام شود، وی را مادر صدا میزند تا از این طریق بتواند آی نبات را به نوعی منحیث خانم چهارم خود در بیاورد.

با این­که آی نبات عاشق پسری دیگری بود، اما تن به ازدواج کاملا اجباری می­دهد. این فیلم بیانگر این است که در افغانستان جامعه­ای مبتنی بر مردسالار بوده و همواره دختران قربانی خواسته­های بی­جا در این سرزمین می­گردد.


این فیلم به کارگردانی پیتر جکسون ساخته شده که نوع ژانر به کار رفته در آن ژانر مستند می­باشد. در این فیلم شاهد تصاویر بازسازی و رنگی شده جنگ جهانی اول هستیم که بسیاری از این تصاویر تا پیش از این دیده نشده بود.

 در این فیلم تصاویر در بهترین شکل ممکن قابل مشاهده است و موسیقی بکار رفته هم حال و هوایی این تصاویر و اتفاقات را نمایش می­دهد. در این فیلم مستند از صداها، تصاویر و ویدیوهای که در جریان جنگ جهانی اول ضبط شده، استفاده شده است.

 در این فیلم چگونگی نوشیدن، غذا خوردن. حمام کردن، چگونگی کار با اسلحه­ها، تانگ­ها وغیره به نمایش گذاشته شده است و همچنان جریان جنگ سربازان، کشته­ها و زخمیان و نحوه تداوی زخمیان را به تصویر کشیده است. در این فیلم قسمتی از صحنه­ها به شکل رنگی نشان داده شده و از موسیقی نیز هماهنگ با جریان فعالیت سربازان بهره برده شده است. در این فیلم سربازان در هنگام جنگ از اسلحه­های مختلف، بمب­افگن­ها و همچنان از اسب­ها و تانگ­های برای انتقال سربازان از یکجا به جای دیگر و در جریان جنگ استفاده شده است. در این فیلم از استفاده بیش از حد سربازان از مخدرات از قبیل تریاک، چرس و سیگار وغیره نیز نمایش داده شده است، که اعتیاد سربازان را به مواد مخدر نشان می­دهد.


مصاحبه تلویزیونی با استیفن هاولینگ نویسنده کتاب(تاریخ مختصر زمان از بیگ بنگ تا بلک هولس) می باشد. هاولینگ فزیکدان مشهوری است که می­خواهد تئوری همه چیز را به اثبات برساند.

هاولینگ در حقیقت می­خواهد به مردم بفهماند که جهان امروزی از زمان انفجارات بزرگ(BIG BANG) و یا ایجاد سیاه­چاله­ها(BLACK HOLES) به بعد بوجود آمده است. هاولینگ به همین ارتباط کتابی را بنام تاریخ مختصر زمان از انفجارات بزرگ تا ایجاد سیاه­چاله­ها نوشته است. هاولینگ در جوانی به یک نوع بیماری به نام نورون مبتلا می­شود که این بیماری کم کم وی را از پا درمی­آورد ولی وی از کار و حرفه­اش دست برنمی­دارد.

نام کتاب: A BRIEF HISTORY OF TIME FROM THE BIG BANG TO BLACK HOLES

 


این فیلم به کارگردانی دیوید داگلاس دریو ساخته شده که نوع ژانر فیلم مستند می­باشد. داستان فیلم طوری است که یک پاندا به اسم خوان خوان، زندگی در طبیعت را در کوه­های سیچوان واقع در چین تجربه می­کند.

 این پاندا از دوماهه­گی تحت تربیت و آموزش یک محقق قرار می­گیرد و به نوعی زندگی بدون خانواده (پدر و مادر) را تجربه می­کند. این پاندا مطابق تقسیم اوقات زندگی روزمره اش را به پیش می­برد و هر روزه به انجام کارهای پلان گذاری شده می­پردازد. نوشیدن، خوردن و ورزش کردن کار همیشگی آن می­باشد و گاهی برای تمرینات بهتر به کوه­ها و جنگل­ها نیز برده می­شود. این پاندا او لین احساسات­اش را با محقق تجربه می­کند و به نوعی زندگی با انسان­ها را تجربه می­کند.

 با این­که این پاندا در اوایل طبق آموزش محقق رفتار و کارهای خود را انجام می­دهد ولی به مرور زمان رفتارش کم کم تغییر می­کند و طبق میل خود کارهای را انجام می­دهد. این مستند نشان می­دهد، هر چه حیوانات توسط محققان یا اشخاص آموزش بیبیند ولی به طور معمول به زندگی طبیعی خودش ادامه می­دهد.


ژورنالیزم شهروندی چیست؟

 

ژورنالیسم شهروندی مفهومی است که به فعالیت آن دسته از اعضای یک جامعه که نقشی فعال در فرایند جمع آوری، گزارشگری، تجزیه و تحلیل و انتشار اخبار و اطلاعات به عهده می گیرند اطلاق می شود. هدف چنین مشارکتی فراهم آوردن اطلاعات مستقل، قابل اتکاء، صحیح، همه جانبه و دقیق بعنوان یکی از لوازم دموکراسی است. از آن‌جا که عبارت ژورنالیسم شهروندی چندان دقیق و گویا نیست این نوع رومه‌نگاری را با نام‌های دیگری نیز می‌شناسند: ژورنالیسم عمومی، ژورنالیسم مشارکتی، ژورنالیسم دموکراتیک یا خیابانی، ژورنالیسم خودجوش و مردمی، ژورنالیسم منبع آزاد، ژورنالیسم شبکه‌ای، ژورنالیسم پایین به بالا، ژورنالیسم توزیع شده، و ژورنالیسم مبتنی بر شاهدان عینی.

ژورنالیسم شهروندی را نباید با ژورنالیسم باهمستانی یا جماعتی (Community journalism) و ژورنالیسم مدنی(Civic) که توسط ژورنالیست‌های حرفه‌ای انجام می‌شود اشتباه گرفت. بعلاوه ژورنالیسم شهروندی از ژورنالیسم مبتنی بر همکاری (Collaborative) که در آن ژورنالیست‌های حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای با یکدیگر کار می‌کنند نیز متفاوت است. همچنین ژورنالیسم شهروندی از ژورنالیسم اتفاقی (Accidental) نیز متفاوت است. ژورنالیسم اتفاقی یعنی استفاده از تکنولوژی برای ثبت و ضبط یک رویداد غیر مترقبه. مثلا فیلمبرداری 30 ثانیه‎‌ای یک رهگذر به نام زاپرادور از ترور کندی رییس جمهور آمریکا در 22 نوامبر 1963 و یا فیلمبرداری یک شهروند از لحظه برخورد هواپیماها به برج های دو قلو در 11 سپتامبر 2001 از مصادیق ژورنالیسم اتفاقی است. اما ژورنالیسم شهروندی اندیشیده و تعمدی و از پیش برنامه‌ریزی شده است. ژورنالیسم شهروندی عمدتاً از سوی کسانی دنبال می‌شود که به نحوی توسط رسانه‌های اصلی یا غالب کنار گذاشته می‌شوند و یا بد معرفی یا بازنمایی می‌شوند و یا اصلا بازنمایی نمی‌شوند.

در کشورهای غربی این افراد به حاشیه رانده شده عبارتند از ن متعلق به گروه‌های کم درآمد جامعه، اقلیت ها، و برخی از گروه‌های جوانان، یعنی کسانی که به رسانه‌های اصلی و بزرگ دسترسی ندارند یا کمتر دسترسی دارند. در جوامع در حال توسعه نیز کاربرد این نوع ژورنالیسم در سال‌های اخیر رو به افزایش داشته است. مثلا فیلمبرداری از تظاهرات راهبه‌ها و طرفداران آن‌ها در برمه در سپتامبر 2007 توسط شهروندان برمه ای و ارسال صدها عکس، ویدئو، پست الکترونیکی به شبکه‌های تلویزیونی در جهان باوجود محدودیت‌های رسانه‌ای در آن کشور از مصادیق ژورنالیسم شهروندی محسوب می‌شود. البته ژورنالیسم شهروندی ابعاد و مولفه‌های دیگری نیز دارد. جی .دی.لاسیکا این ابعاد را اینگونه برمی‌شمرد:

•1- مشارکت مخاطب به شکل اظهارنظر در مورد رویدادهای مهم روز در وبلاگ‌های شخصی، تهیه عکس یا فیلم از طریق گوشی تلفن همراه و یا نوشتن اخبار محلی توسط ساکنین یک محله
•2- وب سایت‌های خبری و اطلاعاتی مستقل
•3- سایت‌های خبری مشارکتی
•4- سایت‌های رسانه‌ای همگانی و جمعی
•5- سایر رسانه‌های خرد ( مانند فهرست آدرس‌های پست الکترونیکی، و خبرنامه‌های اینترنتی)
•6- سایت‌های پخش شخصی (سایت‌های پخش ویدئویی)
ژورنالیسم شهروندی شکل خاصی از رسانه‌های شهروندی محسوب می‌شود. بنابراین در ژورنالیسم شهروندی افراد فاقد مهارت‌های حرفه‌ای از ابزارهای تکنولوژی مدرن و اینترنت برای تولید و نقد محتواهای رسانه ای استفاده می‌کنند. مثلاً افراد در مورد آنچه که در محیط پیرامونشان می‌گذرد و یا در مورد اشتباهات و یا سوگیری‌های موجود در رسانه های‌غالب و یا جریان اصلی در وبلاگ شخصی خود و یا در شبکه‌های ارسال پیامک اینترنتی و شبکه های اجتماعی می نویسند و یا از یک رویداد ارزشمند به لحاظ خبری با استفاده از دوربین فیلمبرداری یا دوربین گوشی تلفن همراه عکس دیجیتال و یا فیلم های خبری تهیه و روی سایت‌هایی همچون یوتیوب (YouTube) ارسال می‌کنند.

بدین ترتیب اگر تا چند سال قبل شهروند خبرنگاران برای انتشار یا پخش فیلم های خود نیازمند دستگاه پخش کننده (مثلا سازمان‌های خبری) بودند امروزه با رواج وبلاگ‌ها، پادکست‌ها، ویدئوبلاگ ها این وابستگی از بین رفته و افراد برای بیان افکار خود نیازی به بنگاه ها یا سازمان‌های پخش ندارند. این بی نیازی به سازمان‌های پخش و از آن مهم‌تر بی‌نیازی شهروندان به ژورنالیست‌های حرفه‌ای باعث شده تا عده‌ای از ژورنالیست‌ها ادعا کنند که ژورنالیسم اینک در عصر رفورم خود بسر می‌برد. به این معنی که اینترنت همان تاثیری را بر ژورنالیسم گذاشته است که مطبوعات چاپی بر کلیسا گذاشتند. یعنی کاهش اقتدار کلیسا و حذف نقش واسطه‌گی بین انسان و خدا در مسیحیت قابل مقایسه است با حذف همه واسطه‌ها از سوی اینترنت در همه صنایع از جمله صنعت رومه‌نگاری. اینک شهروندان این امکان را دارند که رابطه مستقیمی با اخبار و اطلاعات برقرار کنند چه بعنوان تولید کننده و چه بعنوان مصرف کننده. هم اکنون ژورنالیست‌های حرفه‌ای با کسانی وارد رقابت شده‌اند که همواره خود را متعهد و موظف به اطلاع رسانی به آنان می‌دانسته اند. ژورنالیسم شهروندی فرایند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده را مع ساخته است.

اگر رومه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی از رومه ‌نگار بعنوان یک دروازه‌بان در تولید و گزینش و ارائه اخبار استفاده می‌کنند در ژورنالیسم شهروندی کسانی که قبلا تحت عنوان مخاطب از آنها سخن به میان می‌آمد اینک بخشی از همگان محسوب می‌شوند که خود به تولید و پخش خبر و اطلاعات می‌پردازند. البته این اظهار نظر به این معنا نیست که ژورنالیسم شهروندی جای ژورنالیسم حرفه‌ای را گرفته و یا خواهد گرفت بلکه به این معناست که ژورنالیسم شهروندی مکمل و مقوم ژورنالیسم حرفه‌ای خواهد بود. از این گذشته ژورنالیسم شهروندی ابزاری بدیع و قدرتمند برای تحقق جامعه مبتنی بر دانایی یا جامعه اطلاعاتی است. اطلاعات پایه و اساس چنین جامعه‌ای است. برای کسب انواع شناخت در مورد موضوعات مختلف، جامعه اطلاعاتی نیازمند نظام‌های چند سطحی کسب اطلاعات است. رسانه‌های جریان اصلی و کانال‌ها و منابع اطلاعاتی مرسوم به تنهایی قادر به تامین تمامی تقاضاها و نیازهای اطلاعاتی نخواهند بود لذا در جامعه مبتنی بر دانایی از هر شهروند انتظار می‌رود که به وظیفه خود در تحقق چنین جامعه‌ای عمل کند. در چنین جامعه‌ای هر شهروند به نوبه خود حامل اطلاعات است.

جامعه اطلاعاتی از طریق اشباع جامعه از سخت افزار کامپیوتری و سایر وسایل الکترونیکی تحقق نمی‌یابد بلکه در ذهن انسان‌هاست که چنین جامعه‌ای تحقق می‌یابد. بنا بر این بدون مشارکت برابر همه اذهان چه بزرگ و چه کوچک نمی‌توان شاهد تحقق جامعه مبتنی بر دانایی بود.

 
منبع(امروالدین فیضی)

افغانستان به عنوان کشوری با ظرفیت‌های قابل توجه است که روزگاری ماركوپولو جهانگرد ونیزی که علاقمند به عبور از مسیرهای پرخطر در صحراها و کوه‌ها بود، قدم در خاک افغانستان گذاشت و از نزدیک زیبایی‌های این کشور را مشاهده کرد.
به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، زینب رحیمی: صنعت گردشگری یکی از مهمترین و پردرآمدترین منابع اقتصادی کشورهای دارای تاریخ و تمدن کهن در جهان است که سالانه منافع بسیاری را برای این کشورها به همراه دارد.

بسیاری از کشورهای جهان با توجه و اهمیت به این صنعت به همراه برنامه ریزی و با گسترش فعالیت‌های توریستی توانسته اند درآمدهای بسیاری را گردشگری کسب کنند.

امروز ۲۷ سپتامبر روز جهانی گردشگری نامیده است، روزی که توجه به آن در کشورهای دارای تمدن کهن می‌تواند نقش مهمی در اقتصاد آنها داشته باشد.

 

افغانستان به عنوان کشوری دارای تمدن کهن و جاذبه‏‌های بی‌نظیر گردشگری، در سال 1344 عضو سازمان گردشگری شد کمی قبل تر از آن در سال 1327 افغانستان اداره توریسم را تاسیس کرده بود.

این کشور به علت برخورداری از جاذبه‎ های گردشگری و طبیعت بکر، محل حضور گردشگران شد و یک سال پس از عضویت افغانستان در سازمان جهانی توریسم، نخستین گروه از جهانگردان به افغانستان سفر کردند.

مارکوپولو سیاح با شهامت و جسور ونیزی که علاقمند به عبور از مسیرهای پرخطر و صعب العبور در کوه‌ها و صحراها روزگاری قدم در خاک افغانستان گذاشت و از نزدیک زیبایی های این کشور را مشاهده کرد.


اما جنگ‌های چند دهه گذشته، صنعت مهم توریسم را در افغانستان تحت تأثیر قرار داده و گردشگری در این کشور رونق گذشته را ندارد.

بر اساس آمارها، افغانستان دارای 140 منطقه گردشگری و صدها بنای تاریخی است اما این صنعت ارزشمند در افغانستان به علت جنگ و ناامنی رونق خود را از دست داده است.

این در حالی است که در دهه 70 میلادی بیش از 90 هزار گردشگر از سراسر جهان با هدف مشاهده زیبایی های منحصر به فرد به افغانستان سفر کردند.


دیدگاه منفی در مورد کشور افغانستان، باعث به وجود آمدن چالش برای جذب گردشگر شده است حتی برای مردم کشورهای همسایه از جمله ایران با وجود اشتراکات فراوان فرهنگی افغانستان کشوری ناشناخته باقی مانده است.

افغانستان دارای 2 اثر ثبت شده در میراث جهانی از جمله منار جام و تندیس های بودا است و جاذبه های بکر و کشف نشده ای را در دل کوه‌ها، صخره ها و دشت های خود جای داده است.

این کشور با مکان ها و جاذبه های تاریخی خود دارای قدمتی 6 هزار ساله است و آثار تاریخی این کشور قدمت 2 هزار ساله دارند، مجسمه های بودا در بامیان، مسجد کبود در مزار شریف و دریاچه سد امیر از جمله این آثار است.


دولت افغانستان در تلاش است تا زیرساخت های تخریب شده در جنگ را بازسازی کند و پروژه های بزرگی را برای توسعه حمل و نقل به کار گیرد و با حمایت از بخش های خصوصی در این صنعت سرمایه گذاری کنند.

سال ۲۰۱۴ پر رونق‌ترین سال حضور گردشگران در افغانستان بود زیرا برخی از مسوولان تور ماجراجو مقدمات سفر گردشگران را به این کشور فراهم کردند و تورهایی به نام مرزهای وحشی برگزار کردند که گردشگران ماجراجو و علاقمند به افغانستان، سفر کنند.

سال 94 بیش از 220 هزار شهروند خارجی به افغانستان آمدند و این آمار نشان می‌دهد که در هر ماه سال 94 دست کم هزار شهروند خارجی وارد افغانستان شدند.

 

نبود برنامه‌های موثر از سوی مسوولان فرهنگی افغانستان، از مهمترین دلیل رکود صنعت گردشگری در افغانستان است و با وجود میلیاردها دلار کمک جهانی به افغانستان و اختصاص هزینه‌های هنگفت به بخش صنعت توریسم، این صنعت با رکود خود در سال های اخیر مواجه بوده است.

با آنکه بناهای تاریخی و آثار باستانی بسیاری تخریب و آثار موزه‌ها در این کشور به تاراج رفته است اما این کشور بدلیل داشتن جاذبه‌های بکر و ناشناخته یکی از مناطق جذاب و متفاوت برای گردشگرانی است که هنوز موفق به سفر به این کشور نشده اند.

در افغانستان با توجه به وجود جاذبه های متعدد و منحصر به فرد برای صنعت گردشگری مانند آثار باستانی با قدمت چندین هزار ساله، امکان توسعه گردشگری وجود دارد جاذبه هایی که می توانند افغانستان را به مرکزی متفاوت و بسیار جذاب برای گردشگران در سطح منطقه و جهان تبدیل کنند.


مسوولان دولت افغانستان از اهمیت صنعت گردشگری و نقش آن در این کشور مطلع هستند و درصدد راهکارهای از جمله برگزاری همایش ها و نشست های برای توسعه این صنعت هستند.

محمد اشرف غنی رییس جمهور افغانستان در مراسم چالش های تروریسم در برابر گردشگری اظهار داشت که اگر تهدید نا امنی در افغانستان به پایان برسد سالانه افغانستان میزبان2 تا پنج میلیون گردشگر خواهد بود.

رییس جمهور افغانستان می گوید ضرورت دارد تا افغانستان توسط صنعت توریسم به عنوان یک کشور ضد تروریسم به جهان معرفی شود.


گردشگری هرچند یکی از جاذبه های مهم برای رشد و رونق اقتصادی افغانستان است، اما ناامنی سبب شده که این صنعت رونق نداشته باشد و بسیاری از کشورها، شهروندان خود را از سفر به افغانستان منع کند.

از جمله راهکارها برای رشد گردشگری در شهرهای مختلف افغانستان، بهره برداری از ظرفیت ها و فرصت‌ها به منظور حل مشکل ناامنیتی در مناطق و شهرهای توریستی افغانستان و ارائه راه حل‌های مناسب است.

افغانستان ظرفیت‌های بسیاری برای رونق گردشگری دارد چرا که با داشتن طبیعت بکر، جذاب و متفاوت که روزگاری مورد توجه مارکوپولو سیاح ونیزی قرار گرفته بود و می‌تواند حضور گردشگران را در این کشور فراهم کند.

 

آسمونی


افغانستان به عنوان کشوری با ظرفیت‌های قابل توجه است که روزگاری ماركوپولو جهانگرد ونیزی که علاقمند به عبور از مسیرهای پرخطر در صحراها و کوه‌ها بود، قدم در خاک افغانستان گذاشت و از نزدیک زیبایی‌های این کشور را مشاهده کرد.
به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، زینب رحیمی: صنعت گردشگری یکی از مهمترین و پردرآمدترین منابع اقتصادی کشورهای دارای تاریخ و تمدن کهن در جهان است که سالانه منافع بسیاری را برای این کشورها به همراه دارد.

بسیاری از کشورهای جهان با توجه و اهمیت به این صنعت به همراه برنامه ریزی و با گسترش فعالیت‌های توریستی توانسته اند درآمدهای بسیاری را گردشگری کسب کنند.

امروز ۲۷ سپتامبر روز جهانی گردشگری نامیده است، روزی که توجه به آن در کشورهای دارای تمدن کهن می‌تواند نقش مهمی در اقتصاد آنها داشته باشد.

 

افغانستان به عنوان کشوری دارای تمدن کهن و جاذبه‏‌های بی‌نظیر گردشگری، در سال 1344 عضو سازمان گردشگری شد کمی قبل تر از آن در سال 1327 افغانستان اداره توریسم را تاسیس کرده بود.

این کشور به علت برخورداری از جاذبه‎ های گردشگری و طبیعت بکر، محل حضور گردشگران شد و یک سال پس از عضویت افغانستان در سازمان جهانی توریسم، نخستین گروه از جهانگردان به افغانستان سفر کردند.

مارکوپولو سیاح با شهامت و جسور ونیزی که علاقمند به عبور از مسیرهای پرخطر و صعب العبور در کوه‌ها و صحراها روزگاری قدم در خاک افغانستان گذاشت و از نزدیک زیبایی های این کشور را مشاهده کرد.


اما جنگ‌های چند دهه گذشته، صنعت مهم توریسم را در افغانستان تحت تأثیر قرار داده و گردشگری در این کشور رونق گذشته را ندارد.

بر اساس آمارها، افغانستان دارای 140 منطقه گردشگری و صدها بنای تاریخی است اما این صنعت ارزشمند در افغانستان به علت جنگ و ناامنی رونق خود را از دست داده است.

این در حالی است که در دهه 70 میلادی بیش از 90 هزار گردشگر از سراسر جهان با هدف مشاهده زیبایی های منحصر به فرد به افغانستان سفر کردند.


دیدگاه منفی در مورد کشور افغانستان، باعث به وجود آمدن چالش برای جذب گردشگر شده است حتی برای مردم کشورهای همسایه از جمله ایران با وجود اشتراکات فراوان فرهنگی افغانستان کشوری ناشناخته باقی مانده است.

افغانستان دارای 2 اثر ثبت شده در میراث جهانی از جمله منار جام و تندیس های بودا است و جاذبه های بکر و کشف نشده ای را در دل کوه‌ها، صخره ها و دشت های خود جای داده است.

این کشور با مکان ها و جاذبه های تاریخی خود دارای قدمتی 6 هزار ساله است و آثار تاریخی این کشور قدمت 2 هزار ساله دارند، مجسمه های بودا در بامیان، مسجد کبود در مزار شریف و دریاچه سد امیر از جمله این آثار است.


دولت افغانستان در تلاش است تا زیرساخت های تخریب شده در جنگ را بازسازی کند و پروژه های بزرگی را برای توسعه حمل و نقل به کار گیرد و با حمایت از بخش های خصوصی در این صنعت سرمایه گذاری کنند.

سال ۲۰۱۴ پر رونق‌ترین سال حضور گردشگران در افغانستان بود زیرا برخی از مسوولان تور ماجراجو مقدمات سفر گردشگران را به این کشور فراهم کردند و تورهایی به نام مرزهای وحشی برگزار کردند که گردشگران ماجراجو و علاقمند به افغانستان، سفر کنند.

سال 94 بیش از 220 هزار شهروند خارجی به افغانستان آمدند و این آمار نشان می‌دهد که در هر ماه سال 94 دست کم هزار شهروند خارجی وارد افغانستان شدند.

 

نبود برنامه‌های موثر از سوی مسوولان فرهنگی افغانستان، از مهمترین دلیل رکود صنعت گردشگری در افغانستان است و با وجود میلیاردها دلار کمک جهانی به افغانستان و اختصاص هزینه‌های هنگفت به بخش صنعت توریسم، این صنعت با رکود خود در سال های اخیر مواجه بوده است.

با آنکه بناهای تاریخی و آثار باستانی بسیاری تخریب و آثار موزه‌ها در این کشور به تاراج رفته است اما این کشور بدلیل داشتن جاذبه‌های بکر و ناشناخته یکی از مناطق جذاب و متفاوت برای گردشگرانی است که هنوز موفق به سفر به این کشور نشده اند.

در افغانستان با توجه به وجود جاذبه های متعدد و منحصر به فرد برای صنعت گردشگری مانند آثار باستانی با قدمت چندین هزار ساله، امکان توسعه گردشگری وجود دارد جاذبه هایی که می توانند افغانستان را به مرکزی متفاوت و بسیار جذاب برای گردشگران در سطح منطقه و جهان تبدیل کنند.


مسوولان دولت افغانستان از اهمیت صنعت گردشگری و نقش آن در این کشور مطلع هستند و درصدد راهکارهای از جمله برگزاری همایش ها و نشست های برای توسعه این صنعت هستند.

محمد اشرف غنی رییس جمهور افغانستان در مراسم چالش های تروریسم در برابر گردشگری اظهار داشت که اگر تهدید نا امنی در افغانستان به پایان برسد سالانه افغانستان میزبان2 تا پنج میلیون گردشگر خواهد بود.

رییس جمهور افغانستان می گوید ضرورت دارد تا افغانستان توسط صنعت توریسم به عنوان یک کشور ضد تروریسم به جهان معرفی شود.


گردشگری هرچند یکی از جاذبه های مهم برای رشد و رونق اقتصادی افغانستان است، اما ناامنی سبب شده که این صنعت رونق نداشته باشد و بسیاری از کشورها، شهروندان خود را از سفر به افغانستان منع کند.

از جمله راهکارها برای رشد گردشگری در شهرهای مختلف افغانستان، بهره برداری از ظرفیت ها و فرصت‌ها به منظور حل مشکل ناامنیتی در مناطق و شهرهای توریستی افغانستان و ارائه راه حل‌های مناسب است.

افغانستان ظرفیت‌های بسیاری برای رونق گردشگری دارد چرا که با داشتن طبیعت بکر، جذاب و متفاوت که روزگاری مورد توجه مارکوپولو سیاح ونیزی قرار گرفته بود و می‌تواند حضور گردشگران را در این کشور فراهم کند.

 

سایت فارس/


افغانستان به عنوان یک کشور باستانی و تاریخی که مدنیت های قبل از اسلام و بعد از اسلام را در آغوشش دارد به حیث یک کشور کوهستانی و اتصال دهنده سرزمین های جنوب، غرب و مرکز آسیا مورد توجه سیاحین از زمانه های خیلی گذشته بوده است.

از اینروبخصوص بعد از جنگ جهانی دوم که توریزم به عنوان یک صنعت مورد پذیرش مردمان گیتی قرار گرفت، افغانستان نیز به این روند شامل شده و بعد از دهه (۵۰) قرن بیستم به عنوان یکی از مراکز توریستی جهان قرار گرفته و مردمان بافرهنگ عالی از مهمان های شان به گرمی استقبال می نمودند. حکومت متوجه این امر مهم گردیده و در اواخر سال (۱۳۳۷هـش ) مطابق (۱۹۵۸ م) اداره گرحًندوی را مرحوم عبدالوهاب (طرزی) و این اداره از جمله ادارات رسمی دولتی به شمار میرفتایجاد نمود.

سازمان جهانی گرحًندوی افغانستان در سال (۱۳۵۸ هـ ش) مطابق (۱۳۵۹م) در پهلوی (۱۰۲)کشور خارجی جهان، عضویت سازمان جهانی توریزم را کسب نمود.

در پهلوی کشور های ایران، پاکستان، بنگله دیش، هندوستان، سریلانکا، مالدیو و نیپال به حیث عضو فعال کمسیون جنوب آسیا گام نهاد وزمینه تسهیلات لازم را در عرصه انکشاف صنعت توریزم در افغانستان فراهم ساخت و عواید خوبی را به دست آورد و افغانستان را از نظر تمدن، تاریخ، فرهنگ، میراث های باستانی و فرهنگی به جهانیان معرفی نمود.

در سالهای (۱۳۵۰ هـ ش) مطابق (۱۹۷۱م ) سیاحت منبع مهم عایداتی و تبادله اسعار خارجی را تشکیل میداد سالانه در حدود (۹۰۰۰۰) الی (۱۲۰۰۰۰) توریست از افغانستان دیدار به عمل میاوردند.

فرهنگ غنی، تاریخ کهن، خاطرات تجارت از راه ابریشم، مناظر زیبا و دیدنی طبیعی واقلیم معتدل افغانستان ارزش های خاص توریستی را که برای سیاحین جالب و دیدنی میباشد امکان داد تا سیاحین بیشتر را بپذیرد

 کپی.


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

خودروی کوییک